دخترم،ستایش

برای دخترم مینویسم برای ستایش عزیزم . که وجودش در زندگیم فصلی تازه است.

شروعی دوباره
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٦ 

خدایا‌؛ به هر آنکه دوست می داری بیاموز که عشق اززندگی کردن برتر است وبه هر 

آنکه دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.(دکتر علی شریعتی)

دخترم ستایش :

اولین بار که پا به دنیای مجازی وبلاگ نویسی پاگذاشتم تو هنوز به دنیا نیومده بودی . ومن به پیشنهاد یه دوست خوب (فیروزه) تشویق شدم که یه وبلاگ برای تو بنویسم .ولی من دلم نمیخواست که فقط از تو بنویسم. دوست داشتم که از زندگیم بنویسم. ازساختن کلبه آرزوهام که با ترانه قشنگ رضا صادقی(بابای بارون) برام تدائی شده بود. از مامان ندا که تمام زندگیمه و بزرگ شدن تو عروسک قشنگم.  بنا بر این شروع به نوشتون اولین وبلاگ کردم وبلاگی که دوست داشتم با همسرم ندا  بنویسیم .وشروع کردم به نوشتن وبلاگ کلبه ایی پُراز من و تو نوشتم از زندگیم. از گذشته ام همسرم و تو که تازه تو زندگیمون داشتی پا میگذاشتی و توی دل مامانت بودی. از بهمن ماه سال 84 نوشتن رو شروع کردم. ازخودم ،مامانت، و تو .     مامانت اول علاقه ایی به نوشتن نداشت.ولی کم کمک به هر طریقی شده وادارش کردم که بنویسه و کم کم توی دنیای وبلاگ نویسی غرق شد. و دوستای زیادی پیدا کرد .چند روز پیش بهش گفتم که دلم میخواد بازم بنویسم .و اون هم گفت که برو یه وبلاگ ثبت کن چون خوننده های وبلاگ تازه با من آشنا شدن و اگه تو بنویسی قاطی میکنند.اولش خیلی دلخورشدم ولی بعداً پیش خودم گفتم شاید ندا درست بگه و من هم باید راه خودم رو پیدا کنم بنا براین این وبلاگ رو راه اندازی کردم. که بنویسم از تو از شیرینی هات و سختی های بزرگ شدنت .       از خودم و مامانت . نمی دونم کسی وبلاگم رو میخونه یانه ولی میدونم که یک روزی تو .   شاید تو بخونی.

ستایش بابادیت (بابایی)از زندگی یاد گرفته که توی زندگی اگر عشق نباشه نمی شه کاری رو تمام کرد .پس دخترم اول عشق رو بشناس و توی تمام زندگیت بکار ببر.

بابادی، توی زندگیش یه دریا شد .ولی دریایی به عمق نیم سانت. دخترکم یادت باشه هر کاری رو خواستی انجام بدی اول عاشقش بشو بعد انجامش بده تا سختیهاش تورو از مسیر به دور نکنه و تمام وکمال اون رو انجام بدی.

ستایش دخترم تو امروز به اتفاق مامان ندا رفتید شمال (نور). برای آخرین امتحان مامان تا بتونه مدرکش رو بگیره.مامان میخواست بدونه تو صبح زود بره و بعد از ظهر برگرده. ولی من تونستم راضیش کنم که تورو هم باخودش ببره تا تو تنها نباشی. دخترم اگه توراه خسته شدی بابا رو ببخش دوست نداشتم از مامانت دور باشی. با اینکه تو خیلی با من و بابا حسن و مامانی زهرا و خاله منا جوری ولی وقتی مامانت یه صبح تاظهر نیست .دوساعت اول رو خوبی ولی دوساعت آخرش خیلی بهونه مامانی رو میگری . ستایش امروز که رفتی بابا ازت خدا حافظی نکرد .

و این روی دلم مونده

دخترم بازم امروز بابارو با لگد هات بیدار کردی و اومدی تو بغلم خابیدی بعد از یک ساعت . وقتی دیدی مامانت نیست بیدار شدی و دیگه نخوابیدی . باباهم زیر کتری رو روشن کرد تا با تو صبحونه بخوره ولی تو گیر دادی به جعبه اسمارتیز و اسمار تیز خواستی بابا هم برات ریخت تویه کاسه .و باهم اومدیم تو اطاقت بازی کنیم ساعت 9 نیم صبح بود . که سر و کله مامانی پیداشد .باهم صبحانه خوردیم. و من تورو حمامت کردم .

بابادی .بابا عاشق حمام کردن تو‍ ِ. وقتی توی وانت میشینی و بابادی سرت رو شامپو میزنه و باید سر عروسکت رو هم شامپو بزنه وقتی که آب رو.روی سرت میریزم و تو از ترس آب پناه میاری توی بغلم و من تمام لباسهام رو همراه باتو آب کشی میکنم. بیشترین لذت زندگیم رو میبرم.

راستی بابادی،دیروز باهم برای اولین بار رفتیم دَدَ .رفتیم تا مامانی بتونه درس بخونه با هم رفتیم تو پاساژ میدان خراسان تو خیلی از پاساژ خوشت اومد. بیرون نمیومدی.  دو دور طبقه زیرزمین زدی و مغازه هارو نگاه کردی منم بغلت نکردم تا حسابی خسته بشی .دو دورهم طبقه  هم کف رو چرخیدی پدرم در اومد تا از پاساژ کشیدمت بیرون .به بهانه بستنی بردمت بیرون یه بستنی فروشی تو میدون خراسون هست که احساس کردم تمیز نیست. گشتم تا یه جادیدم یه زیر زمینه جلوش زده بود بستنی رفتیم پایین و دیدم . یه کافی شاپه پر از دختر و پسر های جون که داشتن لاو میترکوندن. سفارش یه بستنی دادم تا آماده بشه کاپشنت رو درآوردم و روی میز نشوندمت .وقتی بستنی رو برات آوردن تو ذوق کردی و دست زدی . از آقاهه خواستم برامون دوتا قاشق بیاره تا از شیوه برگرفته از کتابهای روانشناسی کودک که مامانت میخونه. روشه دوقاشقی رو برای بستنی خوردن شما اجرا کنم. 

باهم بستنی خوردیم و تو هم هرقاشق از بستنی رو که میخوردی دست میزدی. ودر آخرش هم کافه دار اونجا برات یه بادکنک قرمز آورد که تو خیلی ذوق کردی.

بابادی تصمیم گرفتم .بیشتر وقت برای دَدَ رفتن شما بگذارم

دخترکم بابا دوست داره هزار هزارتا


کلمات کلیدی: