دخترم،ستایش

برای دخترم مینویسم برای ستایش عزیزم . که وجودش در زندگیم فصلی تازه است.

سال 1387
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٢ 
سال 1386بار خودش رو بست و سال نو اومد با يه دنيا اميد و آرزو. ستايش ، دختركم  .

نميدونم چه رازيه كه وقتی سال جديد برام شروع مي شه آرزوهام وخاسته هام ناخواسته updates ميشن سال گذشته تو چهار دست پا راه مي رفتي و روز سيزدهم فروردين اولين دندونت از اون لثيه ظريفت زد بيرون سال گذشته براي تو مامان ندا آرزوي سلامتي كردم و آرزو كردم كه بتونم همسر وپدر خوبي براي خانواده كوچكم باشم .

نميد.نم چقدر خوب بودم و لي مي خوام بدوني كه با تمام وجود تلاشم رو كردم.سال گذشته ماماني تونست درسش رو تمام كنه و تو راه رفتن ياد گرفي و ........

ستايشم، دختركم،سال جديد از خدا ميخوام كه بتونم به چيزهايي كه ميخوام برسم.

تو هم براي بابا يي دعاكن 
کلمات کلیدی: